اصلا در اين شکي نيست که من خيلي کوچيک کوچيکم اما نميدونم تنهايم از کجا آب ميخوره که حتي گوشه ايي از اونو هيچ کودوم از اين آدماي بزرگ بزرگ بزرگ پر نميکنن
هوا خاموش بود و چشمها خيس ، نگاه من تو را فرياد مي زد ... همين
نوشته شده توسط آزیتا در چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت 16:58 |
لینک ثابت |